چرا اتاقم را طبقه ای پائین تر
همکف
اجاره نکردم.
سکوت، حشره ای که کنج ها را تار می تند
و لانه مورچه
غوغائی که سرم را انبار می کند
آب از کف اتاقم می چکد
سقفم را نمور می کند
ذهنم از دیوار بالا می کشد
سر می خورد و می افتد
نه هوای خنک
نه هوای گرم
پرنده ای بر این دریچه بر گمانم لاشیانه کرده است
دو دیوار
بر صلیب دستهایم
دو دیوار
برصلیب شعرم
چرا اتاقم را طبقه ای بالاتر
مشرف
اجاره نکردم.
٤اسفند ماه ٨٤
جشنواره شعر فارسی وازنا - سال 1386