همان گونه که پیشتر اشاره شده بود، بنا داریم از این پس در سایت وازنا در کنار شعر به ترانه و ترانه سُرایان نیز بپردازیم. شکی نیست که با کاسته شدن از فاصله هنر فرهیخته و هنر عام در طی سه دهه ی اخیر، که خود در پرتو نگره های فیلسوفانی چون اسلاووی ژیژک و متفکران عرصه ی "مطالعات فرهنگی" رقم خورده است، دیگر به سادگی نمی توان هنر را به نفع برداشت و تعبیری خاص، و نیز بر مبنای تعالی و ابتذال دستخوش مرزبندی و تفکیک نامعطف کرد. برای نمونه، ترانه های رَپ در موسیقی ایران با سرعتی شگفتی آور طیف وسیعی از مخاطبان را در می نوردد و در کمال حیرت بسیاری، انبوهی از درون مایه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ای که پیش از این به هیچ نحوی از انحاء قابل بازگویی نبوده اند را با صراحت و زبانی سرتاسر غیر استعاری بیان می کند. به هر صورت شناختِ پیوند ها و گسست های شعر و ترانه هدفی ست ارزمند و قابل پی گیری. مقاله ای که در پی می آید، به قلم آقای سعید کریمی ست و به بررسی اجمالی ای سیر تکوین و تطور ترانه سرایی در زبان فارسی می پردازد.
هیئت تحریریه ی وازنا
نگاهی اجمالی به تاریخ ترانه سرایی در ایران
سعید کریمی
الف ) پیش از شیدا
همانند بسیاری از هنرها تاریخ دقیقی برای ظهور ترانه و این که چه کسی اولین ترانه را سروده نمی توان یافت . پیشینه ی ترانه سرایی در زبان پارسی به متون ساسانی باز می گردد و خسروانی هایی که به باربد منسوب است، موسیقی دان و بربت نواز ( بربط = عود ) دربار خسرو پرویز بوده که اشعارش را با ساز می نواخته و می خوانده است . از او در متون ادبی بسیار یاد شده و سی لحن او در ادبیات کلاسیک پارسی معروف است . نمونه ی زیر خسروانی منسوب به اوست :
قیصر ماه ماند و خاقان خورشید
آن من خدای ، ابر ماند کامگاران
که خواهد ماه پوشد که خواهد خورشید
در ادبیات پس از اسلام و با نفوذ ادبیات و عروض عرب قالبها و اشکال شعری آنان نیز به سرعت در بین ایرانیان رواج می یابد . از این زمان تا دوره ی قاجاریه به صورت پراکنده به ترانه با تعابیر مختلف اشاره شده است، همانند : حراره گویی که مقصود از حراره اشعاری بود که توسط عامه ی مردم ساخته و خوانده می شده است . ترانه در متون قدیمی عموما به معنای رباعی به کار رفته است .
در هر صورت آنچه از این سالها به دست ما رسیده ، ادبیات رسمی و قالبهای کلاسیک است . این اشعار به همراه موسیقی و به آواز نیز خوانده می شده ولی اشعاری که خارج از قالبهای کلاسیک و صرفا ً برای اجرای موسیقیایی سروده شده در دست نیست . تنها می توان به فهلویات اشاره کرد که در قالب دو بیتی ، در بحر هزج و به زبانها و لهجه های محلی توسط عامه سروده و همراه با ساز خوانده می شده است . قدیمی ترین نمونه های فهلویات ، دوبیتی های منسوب به بابا طاهر است.
ب ) دوره ی اول ( ١٢٥٠- ١٣١٩)
تعریفی که امروزه از ترانه و ترانه سرایی ارائه می شود با علی اکبرخان شیرازی متخلص به شیدا ( ١٢٢٢- ١٢٨٥ ش مدفون در ابن بابویه شهر ری) آغاز می شود. او بی شک و به زعم بسیاری احیاگر هنر ترانه سرایی در دوره ی معاصر است که با آگاهی و تسلط بر ظرائف شعر و موسیقی به تصنیف سازی پرداخت و به آن وجه ادبی بخشید . قدیمی ترین تصنیفهایی که امروزه به صورت کامل در اختیار داریم ، از شیداست . تصنیفهایی چون : امشب شب مهتابه ، بت چین ، دوش دوش ، عقرب زلف کجت ، شب وصل ، سلسله ی موی دوست ، در فکر تو بودم ، صورتگر نقاش چین و . . .
تا پیش از شیدا تصنیف فاقد شکل ادبی و رسمی بوده و دارای عباراتی سخیف و مبتذل بوده است و توسط خواننده های دوره گرد اجرا می شده است نمونه هایی از این ترانه ها در کتاب کوچه ی شاملو گرد آمده است .
برای نمونه :
آلو آلو آلو آلو آلوچه
قر ِ خوب خوب می خوای ، بزن تو کوچه
آلو آلو آلوچه آلو
نومزد بازی خوبه پهلو به پهلو
و قس علیهذا.
و یا هجویه ایی که مردم برای مظفر الدین شاه ساخته بودند با این شروع :
آبجی مظفر اومده ، بلگ ِ چغندر اومده .
عارف قزوینی در باره ی او می گوید " مرحوم میرزا علی اکبر شیدا تغییراتی در تصنیف داد و اغلب تصنیفاتش دارای آهنگ دلنشین است ، مختصر سه تاری هم می نواخته و تصنیف را اغلب نصف شب در راز و نیاز و تنهایی درست می کرد."
ابوالقاسم عارف قزوینی ( ١٢٥٩- ١٣١٢) در این دوره با سرودن اشعار مهیّج ملی میهنی و اجرای آنان در کنسرتهایش محبوبیت فوق العاده ای در بین خاص و عام برای خود کسب می کند .
تا آن روزگار شکل عرضه ی موسیقی عموما ً مجالس بزمی بود . عارف برای نخستین بار اجرای کنسرت در ایران را بنا نهاد و موسیقی و ترانه را به عنوان هنری جدی و رسمی و تأثیرگذار به همگان شناساند .
از عارف بیست و نه ترانه به یادگار مانده است که عموم آنها بارها و بارها توسط خوانندگان متعدد اجرای مجدد شده است . چند تن از مشهورترین آنها به شرح ذیل است:
آمان آمان ( در دستگاه شور با مطلع : ای آمان از فراقت آمان – به مناسبت ورود فاتحین به تهران ١٢٨٥شمسی ) افتخار آفاق ( در سه گاه ) از خون جوانان وطن لاله دمیده ( در دشتی و به هنگام گشایش دوره ی دوم مجلس شورای ملی ) ننگ آن خانه که مهمان ز در خان برود ( در افشاری و به هنگام اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوستر امریکایی از ایران ) از کفم رها شد قرار ِ دل ( در افشاری ) چه شورها ( در شور و به مناسبت آگاهی از مقاصد ننگین عثمانی نسبت به آذربایجان ) گریه کن ( در دشتی و به مناسبت مرگ کلنل محمد تقی خان پسیان ) بهار دلکش ( در ابوعطا ) و . . .
از دیگر ترانه سرایان این دوره باید از امیر جاهد و ملک الشعرا بهار نام برد . امیرجاهد ( ١٢٧٤- ١٣٥۶) ترانه سازی با ذوق و توانا بود و اکثر آثارش برای اولین بار با صدای قمر و تار ارسلان درگاهی اجرا شده است . از ترانه های مشهور وی باید به : امان از این دل که داد ( در سه گاه ) در بهار امید ( در افشاری) هزار دستان به چمن ( در چهار گاه ) و ملک الشعرا بهار از نخستین شاعران مطرح زمان خویش است که به ترانه سرایی به صورت اصیل آن یعنی سرودن شعر به مبنای ملودی پرداخته و آثار ماندگاری نیز از خود به یادگار گذاشته همانند : مرغ سحر ( در ماهور با آهنگ مرتضی خان نی داود ) ز من نگارم ( در ماهور با آهنگ درویش خان )
در این دوره به غیر از ابداع کنسرت ، شاهد نخستین نمونه های ضبط آثار موسیقیایی هستیم . که البته با توجه به کمبود امکانات در داخل کشور ، بیشتر این صفحه ها در هند و لبنان و آلمان ضبط شده اند .
ج ) دوره دوم ( ١٣١٩- ١٣٤٩)
با تأسیس رادیو در سال ١٣١٩ و تغییر و تحولات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی بعد از شهریور بیست در کشور ، موسیقی و به تبع آن ترانه سرایی رنگ و بویی دیگر می یابد . از این دوره رادیو به عنوان رسانه ای فراگیر که در دسترس همگان قرار دارد ، به مهمترین و تأثیر گذارترین جایگاه عرضه ی موسیقی آن سالها و تعیین کننده ذائقه ی موسیقیایی جامعه بدل می شود و تا دهه های بعد این نقش را حفظ می کند .
مهمترین جریانهای قابل بررسی موسیقی آن سالها در رادیو و سینما شکل می گیرد که البته در این میان رادیو رسانه ی مؤثرتری ست .
□
سال ١٣٣٥ در رادیو به همت زنده یاد داود پیرنیا برنامه ی گلهای جاویدان و به تبع آن در سالها ی بعد برنامه های گلهای رنگارنگ ، برگ سبز ، یک شاخه گل و گلهای صحرایی شکل می گیرد . این برنامه ها به طور هفتگی و منظم تا سال ٥٧ پخش می شد و اختصاص به اجرای موسیقی ایرانی داشت و در دو بخش آواز و ترانه با دکلمه ی برگزیده ی اشعار کلاسیک پارسی همراه بود .
مهمترین و ماندگارترین آثار موسیقی ردیفی ( آواز و تصنیف ) قرن معاصر در این برنامه ها اجرا شده است . برجسته ترین هنرمندان موسیقی معاصر در این برنامه ها همکاری داشته اند .
آهنگسازانی چون : روح اله خالقی ، مجید وفادار ، علی تجویدی ، مرتضی محجوبی ، مهدی خالدی ، پرویز یاحقی ، حبیب اله بدیعی ، جواد معروفی ، انوشیروان روحانی ، همایون خرم ، اسداله ملک ، عطا اله خرم و . . .
خوانندگانی چون : دلکش ، مرضیه ، بنان ، محمودی خوانساری ، ایرج ، علی اکبر گلپایگانی ، الهه ، پوران ، محمد رضا شجریان ، عبدالوهاب شهیدی و . . .
و البته ترانه سرایانی که به آنان " ترانه سرایان کلاسیک " نیز اطلاق می شود هر چند تعدادی ترانه نیز از اینان می توان یافت که در این طیف قرار نمی گیرد .
کسانی چون : رهی معیری ، معینی کرمانشاهی ، بیژن ترقی ، بهادر یگانه ، اسماعیل نواب صفا ، تورج نگهبان ، پرویز وکیلی و . . .
از ویژگی های " ترانه سرایی کلاسیک " به موارد زیر می توان اشاره کرد :
تقدم ملودی بر کلام ، عموما زبانی رسمی با مختصات و زیبایی شناسی سبک بازگشت و عموما ً همان مضامین ولی در قالب ترانه .
در هر صورت، این ترانه ها در آن سالهای محبوبیت و مقبولیتی فراوان داشتند و هنوز هم به جز حرکات جسته و گریخته ای چند ، همان زبان و حتی فرم ملودی نویسی در موسیقی ردیفی رواج دارد .
□□
از سال ١٣٢٧ صنعت سینمای ایران شکل حرفه ای به خود می گیرد و از سالهای آغازین دهه ی سی آنچه که بعدها فیلمفارسی نامیده شد ، پدید می آید و تا سالها به عنوان تنها جریان سینمایی کشور به حیات خود ادامه می دهد و هنوز هم البته در قید حیات است !
یکی از نخستین فیلمهای پر فروش سال ١٣٢٧ فیلمی است از دکتر کوشان به نام : "توفان زندگی" فیلم به ماجرای عشقی یکی از اعضای ارکستر سمفونیک تهران اختصاص دارد . ترانه های این فیلم را زنده یاد روح اله خالقی ساخته و تنظیم می کند و بنان نیز آنها را می خواند . بنان گوشه ی دیلمان را نیز گویا برای اولین بار در این فیلم می خواند .از یک سو موفقیت این فیلم و از سویی دیگر تقلید سینماگران آن سالها از سینمای مصر و هند باعث می شود تا اجرای ترانه در متن فیلم به عنوان عنصری جدا ناپذیر در "فیلمفارسی" تبدیل شود .
سالهای آغازین این حرکت در دهه سی همراه با آثار هنرمندان برجسته آن سالهاست ولی کم کم سر و کله ی نابلدها در موسیقی و آواز پیدا می شود و ترانه در ورطه ای گرفتار می شود که غایت آن به " نی ناش ناش ناشم من " می رسد . این جریان را می توان " آهنگفارسی" نامید و تا سالها تنها در سینما و احیانا "صفحه فروشی ها " این ترانه ها شنیده می شد ولی از سالهای میانی دهه ی پنجاه ، رادیو و تلویزیون نیز به عرضه ی این آثار می پردازند . جعفر پورهاشمی از پیشروان این جریان ، فیلمنامه نویس و کارگردان بود و ترانه های فیلمش را نیز خودش می نوشت و می ساخت و پای کسانی چون : آفت و مهوش را به عالم خوانندگی در سینما باز کرد و متأسفانه این نوع خواننده و آهنگساز و ترانه سرا شدن هیچ گاه دست از سر موسیقی ما بر نداشت !
زیاده روی در این جریان تا بدانجا پیش رفت که در هر فیلمفارسی به هر بهانه ای شده و بسیاری از مواقع بدون بهانه ! قهرمان فیلم را به کاباره می کشاندند تا شاهد اجرای کامل آهنگی ضربی و رقصهای همراه ! باشیم . اهمیت این آهنگها به نوعی بود که عموما ً پیش از ساخت فیلم با هماهنگی کارگردان و هنرپیشه های نقش اول ساخته می شد . رد پای این سنت حتی در فیلم " قیصر" مسعود کیمیایی که خود پیشرو موج نوی سینمای ایران است نیز به چشم می خورد .
د ) دوره سوم ( ١٣٥٠- ١٣٥٧)
همزمان با موج سینمای ایران در اواخر دهه ی چهل ، جریان تازه ای در ترانه سرایی ایران شکل می گیرد که بعدها " ترانه سرایی نوین " نامیده می شود .
بسیاری ترانه ی دو ماهی شهیار قنبری را آغاز گر این جریان می دانند ترانه ای با صدای گوگوش ، آهنگ بابک افشار ، تنظیم واروژان با این شروع :
ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود
خالی از اشکای شور خالی از بود و نبود و . . .
این ترانه در زمستان ٤٩ نوشته و در بهار ٥٠ منتشر می شود و مورد استقبال مردم نیز قرار می گیرد . ١
خیلی زود ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و بعدها کسانی چون زویا زاکاریان ، منصور تهرانی و . . . به این جریان می پیوندند و به نوشتن آثاری می پردازند که از یک سو مقبولیت و محبوبیت در میان عامه ی مردم پیدا می کند و از سویی دیگر وجه ی ادبی و رسمی خود را دارند و از این دوره می توان به جرات ترانه را به عنوان " ژانری مستقل در ادبیات ایران " بررسی کرد .
ترانه سرایی نوین با تاخیری پنجاه ساله نسبت به شعر معاصر از زیر سایه ی سنگین شعر کلاسیک رها می گردد و به عنوان عنصری پویا ( و نه تفننی ) در زندگی شهروند معاصر ایرانی حیات خود را آغاز می کند .
این جریان باعث می شود تا نوع ترانه ی جدی در سینمای آن سالها مطرح شود و در این رهگذار بسیارند ترانه هایی که در ابعادی بالاتر و موثر تر از خود فیلم به ماندگاری و محبوبیت رسیده اند .
به جز پیدایش ترانه نوین ، جریانهای زیر را نیز در این دوره می توان مورد مطالعه قرار داد :
- قدرت یافتن شرکتهای تولید و پخش صفحه و کاست و تاثیر آنها بر تولیدات موسیقیایی
- افول رادیو از سویی و رواج تلویزیون و نقشی که تلویزیون از این دهه در شکل دهی ذائقه ی شنیداری و دیداری جامعه ایفا می کند .
- رواج فرهنگ کاباره داری در این سالها ، که پای بسیاری از هنرمندان مطرح و صاحب نام موسیقی معاصر را به کاباره ها می کشاند و همچنین تقلید از موسیقی عربی در این نوع آهنگها .
ه ) دوره چهارم ( ١٣٥٧تا امروز )
در حقیقت این دوره را می توان دنباله ای از دوره ی سوم دانست ولی آنچه باعث این تفکیک می شود ، وقوع انقلاب بهمن ٥٧ است و تبعات آن در مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور است . جریانهای مهم این دوره را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد :
- جریان موسیقی ردیفی با رویکردی جدید نسبت به روند برنامه ی گلها ، تفاوت این رویکرد را در صدا دهی ارکستر ، نوع ملودی نویسی و اجرای آوازی و همچنین کلام می توان مشاهده کرد . که حاصل آثار دو گروه مهم موسیقی بین سالهای ٥٥- ۶٢ می باشد :
الف ) گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی تأسیس در سال 54
ب ) گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده ، تأسیس در سال 55
نام این دو گروه حکایت از رجعت به سنت تصنیف سازی دوره ای اول ترانه ، با اعمال خلاقیتهایی جدید دارد .
- از سال ١٣۶۰ تا ١٣٧۶ موسیقی پاپ و اساسا ترانه نویسی در داخل کشور تعطیل می شود و آنچه که مدیریت دولتی در عرصه ی فرهنگ به عنوان خوراک فرهنگی از طریق رادیو و تلویزیون به جامعه تزریق می کند ، موسیقیی است که عنوان "ترانه های گل و بلبلی" را به خود گرفت . در دهه ی ۶۰ به جز سرودهای مناسبتی صدا و سیما تنها خواندن اشعار کلاسیک و بعضا نیمایی مجاز بود و تصاویر این آهنگها همواره با مناظری از چشمه و جنگل و . . . پخش می شد از سالهای اول دهه ی هفتاد با اندکی تساهل صدا و سیما دست به تولید آثار گل و بلبلی پاپ می زند، با ملودی و خوانش و کلامی که سابقه ی تاریخی در ذهن مخاطبین ندارد و مسئولان اصرار دارند تا برای نمونه " بهار را صدا بزن " را به عنوان ترانه و موسیقی آرمانی به شنونده تحمیل کنند که البته این جریان راه به جایی نبرد و نتیجه ای در بر نداشت جز انبوه آثار دولتی ساخته شده در بایگانی صدا و سیما و تبعاتی که بعدا از رهگذار این خلاء گریبانگیر موسیقی داخل کشور شد .
- در اواخر ِ دهه ی پنجاه با توجه به جو فرهنگی و سیاسی حاکم بر کشور ، بسیاری از فعالان موسیقی به خارج از کشور مهاجرت کردند و بعضی هم که به امید گشایش مانده بودند اوایل دهه ی شصت تن به غربت دادند . البته در این میان عده ای هم ماندند و اگر فعالیتی داشتند به تولید آثاری متفاوت با ساخته های پیشین خویش پرداختند .
اجتماع ایرانیان در لوس آنجلس و به تبع آن نیاز به خوراک موسیقیایی باعث شد تا هنرمندان مهاجر در غربت به ادامه ی روند حرفه ای خود بپردازند و البته عموما ً نه به ارزشمندی و قدرت تولیدات پیشینشان در وطن !
اواسط ِ دهه ی شصت با ظهور ِ چهره هایی در موسیقی ِ خارج از کشور همراه بود که تنها خاطره ای دور از وطن داشتند و بعضا ً متولد آنجا بودند و زبان مادریشان را نیز به سختی صحبت می کردند ، این اتفاق از یک سو و از سویی دیگر نوع چرخه ی اقتصادی آثار در آنجا موسیقی جدیدی به نام موسیقی لوس آنجلسی شکل گرفت که با توجه به تعطیلی بازار تولید داخلی ، به محبوبیت و مقبولیت فراوانی دست یافت و هر آنچه در آنجا تولید شد، در اینجا به عنوان " اسلوب زیبایی شناسی " در ذهن مخاطب جا خوش کرد و عجبا که مدیران فرهنگی وطنی وقتی به خود آمدند که دیگر دیر شده بود و . . .
- از سال ٧۶ چهره ی فرهنگی کشور تغییر کرد و اندکی باز شد و تولید موسیقی پاپ در داخل از سر گرفته شد . با توجه به رکود بیست ساله ی تولید موسیقی پاپ ، سالهای آغازین این حرکت منطقا با تولید آثاری شروع شد که ادامه دهنده ی جریانهای منقطع بیست سال پیش بود ولی رفته رفته عموم این آثار شکل مستقلی به خود گرفته است .
با توجه به تعطیلی بیست ساله ی آموزش در زمینه های آهنگسازی ، خوانندگی و ترانه سرایی از یک سو و علیرغم ِ کمبود امکانات عرضه در رسانه های عمومی (نوع برخورد صدا و سیما با موسیقی پاپ) و اجرای کنسرت ، از دیگر سو و همچنین اعمال ممیزی های سلیقه ای از سوی وزارت ارشاد ، شاهد آن هستیم که آثار تولیدی داخل بعضا به جز مقوله هایی چون : امکانات صدا برداری از نمونه های تولیدات آنطرف آب چیزی کم ندارند و باعث پیروی بسیاری از لوس آنجلس نشینان از این اثار شده اند .
لازم به ذکر است با این که بیش از یکصد سال از عمر ترانه سرایی می گذرد ، نخستین گامها در زمینه ارائه نظریه های تئوریک و تبیین معیارهای زیبایی شناسیک ترانه سرایی در این سالها برداشته شده است .
از چند سال گذشته نیز بسیاری از خوانندگان و آهنگسازان مطرح و به نام مقیم ِ خارج با ترانه سرایان ساکن داخلی همکاری داشته و دارند و این موضوع هر سال روند رو به رشدی را تجربه کرده است و طرفه آنکه این آثار جزء تولیدات پر فروش و قابل توجه آنطرف آبهاست .
منابع :
سرگذشت ِ موسیقی ایران ، روح اله خالقی
نامنامه ی موسیقی ایران زمین ، مهدی ستایشگر
فیلمشناخت سینمای ایران ( جلد ١ تا ٤ ) غلام حیدری
پانوشت :
١ از آنجا که هم دوره ای های شهیار و از جمله کسانی چون: فرهاد ، اردلان سرفراز و زویا نیز بر همین عقیده اند که ترانه ی نوین با این ترانه و ترانه ی دیگری از شهیار با نام " جمعه " آغاز می شود ، بحث درباره ی این که آیا سنگ بنای ترانه ی نوین با این ترانه بنا نهاده می شود ؟ و آیا ترانه های دیگری از شهیار یا کسان دیگر نیز می توان یافت که در این طیف قرار بگیرد ؟ و اساسا آیا این ترانه تمام مختصات ترانه ی نوین را دارد ؟ در این مجال ضروری به نظر نمی رسد .