۱. تخت خوابی دونفره
به رسم کاپیتان ها
کا پیتان بلک!
فانوس به دست!
شلوارجین به پا!
کتاب فلسفه به ذهن!
با چشمهائی خیره در برهنگی شهرقدم می زنیم!
□
تخت خوابی دونفره !
زنی ازمردی می گذرد!
نوزادی متولد می شود!
□
از خا کستر سیگار در دنیای مدرن که بگذری
تازه به اولین جرقه ها ی انسانهای نخستین می رسی!
نه فلسفه ای به ذهن!
نه شلوارجینی به پا!
نه فانوسی به دست!
حالا
مقابل آئینه
ازبرهنگی خود
تاریخ می نویسیم.
٢ . کشف شاعرانه ی من
کشف شاعرانه ی من
دختری که یک شبه ازفرم خارج شده
نه غزل
نه سپید
نه نیمائی
دختری با چشمهای مدرن و سینه های پسا مدرن
دختری که می خواهد زنده بماند
دختری که حالا گیسوانش کمی سپید شده!
کشف شاعرانه ی من
شاعری که می خواهد زنده بماند
شاعری با استخوان های پوسیده
شاعری که حالا کمی شبیه خودش
شبیه سکوتی معنا دارشده!
کشف شاعرانه ی من
قلم به دست بگیرم
شعر تاریخ را خط خطی کنم
و به اندازه ی خودم قد بکشم درشعر
شاعری می سازد تا ساخته شود
شاعری می خواهد زنده بماند
شاعری که حالا
کمی غزل
کمی سپید
کمی نیمائی شده
. نوعی سیگار black captain -
آدرس وبلاگ شخصی نویسنده:
matick.blogfa.com