یک شعر
از عابد اسماعیلی
□
برهم/
کنش:
از بس واقعیت
دارند
آلودگیهای دردآور
آب دارند
روشناییهای
هستیشناسانهات در آینه
زیر لجنهای ذهنات
دربارهی
بیماران جوان حدسام این است
با
سطح اقتصادی عمیق
پایینتر از خط رانت هم هستند
در هم/
جوشش:
روی پوست انگلیات خوابیده وولوول کنند
در خبرگزاریها از تو نامی نبرده
حاضر
بودی تمام داراییات را هذیان
بزنی به فاز فضا
چیز
متحرکی توی آینه نمیبینی
بلند
میشوی
از بس که واقعاً
کرمها
تمام مویرگهایت را مورمور میشوند
موریانه روی باسنات وول
حشرات
موذی دور دماغات لای موهات
گول هیچ جانوری را نخورده
علیالخصوص
آنهایی که توی آینه نیستند و هستند
بودت را به آب و آلودگی پاشیده تر کردی و ...
از هم/
واکنش:
از
هم جدا شدن تا رسیدن به آتشفشانهای ماه
خودم
را خارانده است
هذیان
پارازیتوز *
گرفته
میداند که
مختص
متخیلان یک درصد
--------------------------------------
زیر
خط فقر و آهن و ...
ای ای
ای.