دکه .... | حسین دیلم کتولی
دکه ....
می آیند
می روند
با عطر سیب وسیگار
بسته بسته فحش ودهان دره های خمار
از پک های عقب افتاده
وکودکانم که قد می کشند
به اندازه فحش ها
وصدای زود باش های پر افاده
من که سرزنش های نگاه از زنم
می زنم به بی خیالی های دروغ
کِرم می شوم توی خیابان
به اندازه توهین های باطل
زیر هر روز می نویسم:
« قسمت همين بود..»
حسین دیلم کتولی