از خون جوانان وطن لاله دمیده

  صفحه‌ی اول  |   تماس  |   RSS


 

■  درباره‌ی ما
■  شعر ایران
■  شعر جهان
■  جلسات ماهانه‌ی وازنا
■  پرونده‌ی شعر مهاجرت
■  شعر و ادبیات کهن
■  ترجمه‌ی شعر فارسی
■  اخبار و گزارش
■  کارگاه شعر کارنامه
■  کارگاه شعر سید علی صالحی
■  کارگاه شعر علی باباچاهی
■  کتاب‌های شعر و مجلات ادبی
■  نقد شعر
■  ویژه‌نامه
■  جمع‌خوانی شعر
■  گفت‌وگو
■  مقالات و مباحث نظری
■  یادداشت‌ها
■  ستون طنز
■  ترانه‌ی ایران و جهان
■  واژگان و مفاهيم ادبی
■  كتا‌‌‌ب‌خا‌نه‌ی الكترونيكی
■  معرفی وبلاگ‌های ادبی
■  آلبوم تصاوير

سایت رسمی احمد شاملو
اینک فلسفه
خانه شاعران جهان
hopkinsclub
جن و پری
گالری مامک
مجله‌ی ادبی پیاده‌رو
مجله‌ی ادبی امضا
مجله‌ی ادبی دینگ‌دانگ
mindmotor
عروض
سرزمین مجازی ادبیات و اندیشه؛ دانوش


پیوندهای شعر به ترتیب حروف الفبا


3panj
آستانه
ابوالفضل پاشا
اثر
احمد پوری
احمد شاملو
آرش نصرت‌اللهی
ادبکده
ادبیات امروز ایران
ادبیات فارسی
ادبیات و فرهنگ
اسماعيل خويي
اسماعیل یوردشاهیان
امضا
امیر مهدی حقیقت
انجمن قلم ايران
باباچاهی
باغ در باغ
بلوط
بنیاد گلشیری
بهزاد خواجات
بیژن الهی
پاراگراف
پایاب
پرویز اسلام‌پور
پروین سلاجقه
پیاده‌رو
تادانه
تازه‌‌های ادبی
جازما
جایزه‌ی ادبی
جرجیس
جشنواره‌ی شعر صلح
جغد
جغد مینروا
جن و پری
حافظ موسوی
حامد رحمتی
حامیم
حفره
حمیدرضا آتش‌ بر آب
خانه شاعران
خانه شاعران جهان
خانه فرهنگ گیلان
خانه کتاب
خانه هنرمندان
خبرنگار
خزه
خوانش
داریوش آشوری
دانوش
دفتر شعر جوان
دوات
دومینو
دیباچه
دینگ دانگ
رضا براهنی
رسول رخشا
رندان
رونا
رویانز
سخن
سخنوران پارسی
سرخط
سعید سعیدپور
سمرقند
سوشلیفا
سهراب سپهری
سیاه‌کمدی
سیب گاززده
سید علی صالحی
سیروس رادمنش
شاعران فارسی گوی
شعر
شعر اسپانیایی
شعر ايلام
شعر نو
شمس لنگرودی
شهاب مقربین
شیون فومنی
صدای مستقل ادبیات ایران
صحنه‌ها
عادل بیان‌گرد جوان
عباس صفاری
عروض
عصر آدینه
عصرنو
علی باباچاهی
علی‌رضا پنجه‌ای
علی عبدالرضائی
علی قنبری
علی‌شاه مولوی
غزل امروز
فرشته مولوی
فروغ
فرهاد مرادی
فریدون مشیری
فیروزه
قفسه
کارگاه
کارون
كافه تيتر
کافه داستان
كانون ادبيات ايران
کانون نویسندگان
کانون وبلاگ‌های ادبی
كتاب شعر
کتاب هفته
کتایون ریزخراتی
کزاز
کلاغ
گاف
گروس عبدالملکیان
لوح
مارال
مانا آقایی
ماندگار
مانيفست
مایند موتور
ماه مگ
مجله‌ی ارمغان فرهنگی ماه
مجله‌ی شعر
محسن عمادی
محمد آزرم
محمد علي اسلامي ندوشن
محمد علی بهمنی
محمود فلکی
محمود کیانوش
مدیا کاشیگر
مریم آموسا
مطرود
مظاهر شهامت
مولانا نيوز
منصور بنی‌مجیدی
م.مؤید
موج ناب/شعر حجم
مهتاب کرانشه
مهدی عاطف‌راد
مهرنوش قربانعلی
میثم ریاحی
نصور - آرشیو مقالات فارسی
نوشتا
واژه
والس
وضعیت
ولادیمیر هولان
هرمز علی‌پور
هرات
هشتاد
هفت سنگ
هفتان
هوشنگ چالنگی
هومن قاپچی
هیجار
یدالله رؤیایی


شاعرانی که مایلند کتابهای آنها ( تالیف و یا ترجمه ) در سایت معرفی شود یک نسخه از کار را به آدرس کارنامه ارسال نمایند . آدرس کارنامه : خیابان وحید دستگردی - خیابان فرید افشار - کوچه ی نور - پلاک 24 - موسسه ی کارنامه - تلفن 22228243 / تلفکس: 2279646





فریاد ناصری

پی‌گیری مفهوم کتاب از قرآن تا شاعران

مهجوری آن یار مهربان

(پی‌گیری مفهوم کتاب از قرآن تا شاعران)

نوشته‌ی فریاد ناصری

 

 

نوشته هیچ‌گاه نوشته‌ی بشر نیست

پس نوشته‌ی خدا هم نیست

در نهایت نوشته‌ی آن دیگری‌ست، نوشته‌ی خودِ مردن.

 

                                                                  "موریس بلانشو"

 

 

 

کتاب را نوشتن‌ست که کتاب می‌کند، اما نوشتن آیا برای کتاب شدن رخ می‌دهد، نوشتن پیش از آن‌که همگانی شود آنقدر خاص بود که کتاب معجزتی باشد. در طول تاریخ اگر پس‌پس برویم مطمئنا‌ً به امور فراموش شده‌ای می‌رسیم که از فرط  تکرار برای­مان عادی شده­اند. پیش از آن‌که به امور مهجور مانده بپردازیم بگذارید  کتاب را کمی از دریچه‌ی گزاره‌های امروزی نگاه کنیم در پیش پا افتاده‌ترین نوشته‌های امروز در باب کتاب، مطلع‌هایی این چنینی را می­شود دید که کتاب نشانه‌ی فرهنگ و تمدن‌ست. کتاب مخزن علم و دانش و نماد آن است و حتما‌ً کتاب "یار مهربان" است. اما واقعا‌ً یعنی کتاب اینقدر خوب‌ست؟ اگر اینقدر خوب‌ست چرا ما ایرانی‌ها اینقدر کم کتاب می‌خوانیم؟!

 

بیائید کمی از این نگاه ستایشی به کتاب فاصله بگیریم  و از خودمان بپرسیم واقعا‌ً کتاب‌ها برای چه بوجود آمده‌اند اولین کتاب‌ها کدام‌اند؟ در وجود کتاب تعقل کنیم، کتابی که خود نشانه‌ی تعقل شده است یا خود را در مقام نشان آن جا زَده است؟

 

وقتی که اولین سنگ‌نوشته‌ها و کتیبه‌ها نوشته می‌شد، در پشت دستی که نقش حروف را حک می‌کرد چه حس و فکری وجود داشت؟ کتاب از کجا نشان و تندیس علم و حکمت شد؟ در میان تمام کتاب‌های باستانی، کتاب‌های آسمانی نقشی چنان عظیم دارند که می‌شود گفت تاریخ را این کتا‌ب‌ها آغاز کرده‌اند و پیش برده‌اند. اما آن‌قدرجلوی چشم بوده‌اند که دیده نشده‌اند.

 

قرآنَ مهجوراً (قرآن کریم، سوره‌ی فرقان، آیه‌ی۳۰)

 

قرآن یک کتاب‌ست. هجران یک کتاب آیا جز بستگی‌ست. سر این زخم را که باز کنیم می‌شود این، سرنوشت ملتی که کتاب را بسته نگه می‌دارند جز فرو بستگی نیست. دور نیافتیم و برگردیم به قرآن،  در یک تورق سریع در قرآن، پی‌گیر واژه‌ی کتاب باشیم تا ببینیم کتاب از کتاب چه می‌گوید:

 

و یاد کن هنگامی را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمت دادم... (آل‌عمران‌، آیه‌ی۸۱)

 

و از میان مردم کسی‌ست که درباره‌ی خدا بدون هیچ دانش و بی‌هیچ رهنمود و کتاب روشنی به مجادله می‌پردازد (الحج، آیه‌ی۱۸)

 

قرآن کریم در بیشتر آیات، کتاب و حکمت و دانش و ادّله‌ی روشن را باهم و در کنار هم می‌گذارد و از طرفی دیگر قرآن خود و کتاب‌های پیش از خود را راهنمای سعادت و رستگاری عالمیان می‌داند.

 

قرآن کریم و دیگر کتاب‌های آسمانی در جایگاه کتاب بزرگ‌ترین فصل مشترک انسان و خدا هستند و این فصل مشترک نشان دهنده‌ی جایگاه والای انسان‌ست که در کتاب نوشتن با خالق خویش نسبت دارد. این نسبت نویسندگی  یا صاحب کتابی‌ست که بلانشو می‌نویسد "کتاب ذاتاً تئولوژیک‌ست. به همین دلیل‌ست که نخستین نمود تئولوژی (وهمچنین تنها نمودی که همچنان پابرجاست) جز به شکل کتاب به شکل دیگری نمی­تواند در آید. به تعبیری خداوند تنها در صورتی خدا می‌ماند (خدایی می‌شود) که از طریق کتاب سخن بگوید" (بلانشو، سرگشتگی نشانه‌ها، ص۱۶۶)

کتاب چیزی جز نوشته و نوشتار نیست. قرآن نیز خود را در آیه‌ی دوم سوره‌ی طورکتابی نوشته شده معرفی می‌کند با این‌همه جابجا تأکید دارد که این کتاب از طرف خداوند نازل شده است و نوشته‌ی خود پیامبر نیست.

 

و تو هیچ کتابی را پیش از این نمی‌خواندی و با دست خود نمی‌نوشتی، وگرنه باطل‌اندیشان قطعاً به شک می­افتادند. (عنکبوت، آیه‌ی۴۸)

 

مضمون این آیه به لحاظ معنایی ریشه در این امر دارد که کتاب‌هایی که انسان‌ها نوشته‌اند ریشه در تعلیم و تربیت و آموزش  و مطالعه دارد، یعنی کتاب خواندن برای کتاب نوشتن، اما چون پیامبر سواد ندارد این شبهه رفع می‌شود که قرآن کتاب و سخن  خداوند است. تئولوژی در نقل قولی که از بلانشو داشتیم به نوعی به معنای خدا کلام محوری‌ست اگر بخواهیم وارد فضای معنایی این اصطلاح شویم ناگزیر باید به کتاب‌هارجوع کنیم کتاب‌هایی که درآنها از سرنوشت کلام و کلمه سخن به میان آمده است.

 

]و خدا [انسان را آفرید وَ به او بیان آموخت. (رحمان، آیات ۴و۳)

 

این آغاز گاه به اشتراک گذاشتن کتاب با انسان از طرف خداست، چرا که سخن گفتن که قدرت و صفت خداوند است توسط او به انسان اعطا می‌شود. این سیر سخن‌آموزی را در قصه‌ی هبوط بهتر می‌توان پی گرفت:

 

و خدا همه‌ی نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آن‌ها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: "اگر راست می‌گویید، از اسامی این‌ها به من خبر دهید." (بقره، آیه‌ی۳۱)

 

گفتند: "منزهی تو! ما را جز آن­چه به ما آموخته‌ای، هیچ دانشی نیست. تویی دانای حکیم." (بقره، آیه‌ی۳۲)

 

فرمود: "ای آدم، ایشان را از اسامی آن‌ها خبر ده." و چون آدم ایشان را از اسماء‌شان خبر داد، فرمود: "آیا به شما نگفتم که من نهفته آسمان‌ها و زمین را می‌دانم، و آن­چه را آشکار می‌کنید، و آن­چه را پنهان می‌داشتید می‌دانم؟ " (بقره، آیه‌ی۳۳)

 

بعد از این آیات سه آیه روایت فرمان سجده و نافرمانی شیطان و زینهار آدم و حوا از درختی در بهشت و لغزش آن‌هاست به وسوسه‌ی شیطان، وقتی که آدم و حوا فرمان خدا را اطاعت نمی‌کنند و فریب شیطان را می‌خورند از بهشت رانده می‌شوند:

 

سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود، و خدا بر او ببخشود، آری، اوست که توبه پذیر است. (بقره، آیه‌ی۳۷)

 

این بیان و نام‌ها و کلماتی که خدا به انسان می‌آموزد، پشتوانه‌ی حرفی‌ست که بلانشو می‌گوید "کتاب ذاتاً تئولوژیک است"

 

با دقت در سطرهای بالا در می‌یابیم که این کتاب‌های آسمانی هستند که کتاب را در نقش تربیتی و آموزشی به‌کار می‌برند و آن را وسیله‌ی انتقال آموزه‌ها می‌کنند و دقیقا‌ً از همین‌جا لبه و رویه‌ی  دوم کتاب‌ها آشکار می‌شود لبه‌ی برنده و رویه‌ی مشکوکی که در اختیار انسان‌ها نیز قرارداده می‌شود و کتاب نوشتن را امری مشکوک می‌کند، یعنی انسان نیز با در اختیار داشتن این ابزار تعلیم شروع می‌کند به نوشتن دریافت‌های خود برای آموزش و هدایت دیگران، نویسندگان و فیلسوفان زیادی در این موضوع  و مورد نظرورزی کرده‌اند. در بی‌طرفانه­ترین حالت کتاب‌ها وقتی نه کتاب اخلاق بوده‌اند و نه قانون، در پی آموزش و در میان گذاشتن علم و دانش بوده­اند، علم ودانشی قابل انتقال و فروکاستن به مفاهیم پایه‌ای اما همین علوم و دانش پایه­ای نیز خود در روابط و نسبت‌هایشان زیر سؤالند میشل فوکو بر این است که "در هر فرهنگی، در هر زمانه‌ی معین، همیشه یک اپیستمه یا بنیان معرفتی وجود دارد که شرایط امکان هر گونه دانشی را تعیین می‌کند" (پرهام، مقدمه‌ی نظم گفتار، ص۹) او با بررسی ویژگی اجباری این اپیستمه‌ها به مفهوم قدرت می‌رسد نمونه‌ای از این نوع  بررسی‌های او کتاب کوچک اما ارزشمند نظم گفتارست او در این کتاب که "بحثی‌ست در زمینه‌‌ی زبان، سخن و گفتار به معنای موجود کلمه" (همان، ص۹) نشان می­دهد که "زبان و گفتار حامل نظمی اجتماعی‌ست که خود را بر گوینده تحمیل می­کند، نظمی همانند نظم موجود در دیگر زمینه‌ها (علوم، اقتصاد،...)، که حاصل کار کرد اجتماعی قدرت است."(همان، ص۱۰) به عبارت دیگر علم و دانش و حکمت قابل انتقال با خود نظم مورد علاقه‌ی خود و پدید آورنده‌ی خود را نیز منتقل و مستولی می‌کنند. در این میان کتاب‌ها به عنوان ابزار انتقال علم، بسته‌ی تنظیم شده‌ی قابل حمل دانش همیشه این توهم را ایجاد کرده‌اند که تمام آن­چه نوشته در خود دارد بدست می‌آید و مایه‌ی پیشرفت و بهروزی می‌شود، اما اهل علم با فروکاستن نوشته‌ی کتاب به مفاهیم‌اش به آن معنایی که کتاب توهم وجود داشتن را ساخته در اصل نوشته را لخت کرده‌اند و آن­چه را که باید بدست بیاورند از دست داده‌اند و تفاله‌ای از ان را با خود برده‌اند آن‌ها جریان نوشتن و نوشته را از دست داده‌اند چیزی که می‌توانست آن‌ها را از دستِ توهمِ  کتاب، مخزن دانش نجات دهد. والتر بنیامین نیز با آگاهی از این دوسویه و دو نقش جدا اما یکی گرفته شده‌ی کتاب و نوشتار در قطعه‌ی "مأمور قسم خورده‌ی حساب و کتاب" در کتاب "خیابان یک‌طرفه"­اش می‌نویسد" هیچ تردیدی نیست که پیشرفت نوشتار پیوسته به ادعاهای قدرت پیچیده­ی علم و اقتصاد وابسته نمی­ماند، برعکس، لحظه‌ای فراخواهد رسید که کمیت به کیفیت تبدیل می‌شود و آن وقتی‌ست که نوشتار – که روز به روز بیشتر وارد حوزه‌های نامتعارف و جدید گرافیکی می‌شود- ناگهان به محتوای مناسب خود برسد." (بنیامین،خیابان یک‌طرفه،ص۲۶) البته نگارنده معتقد به روند پیشرفتی نوشتار و رسیدن به ظهور محتوای مناسب آن‌چنان که بنیامین معتقد است، نمی­باشد بلکه نوشتار را رخدادی می­داند که هم‌زمان در جریان ساختاری­اش هم کلید انقیاد را دارد هم رمز رهایی را، وقتی نوشتار را به مفهوم‌اش فرو بکاهیم در اصل شمارش معکوس انقیاد را آغاز کرده‌ایم  و با دقت انتقادی در خود جریان نوشتار امکان یافتن رمز رهایی از توهم مفهوم موجود رستگار کننده و انقیادآور را گشوده‌ایم. اما نکته‌ی ‌مهم این قطعه‌ی بنیامین توجه و سهمی‌ست که نسبت به شاعران قائل می‌شود وقتی که می‌نویسد "در این نوشتار تصویری، شاعران یعنی کسانی که مانند زمان قدیم، اکنون نیز اولین متخصصان نوشتن‌اند" )همان،ص۲۷) سهم بسزائی دارند. این نقل قول از بنیامین اگرچه معبر خوبی برای ادامه‌ی این متن و ورود به حیطه‌ی شعرجایی که در نظر داشتیم، شد اما باید اذعان کنم که از شعر نوشتن و شعر نوشتن در جهان امروز سخت و سخت می‌شود به‌خصوص در زبان فارسی که چیزی نزدیک به محال شده‌است. زبان فارسی زبان شعر دنیاست زبانی که می‌شود گفت یکی از غنی‌ترین و کهن‌ترین سنت‌های شعری جهان را در خود پرورده است. در چنین زبانی از شعر و شعر نوشتن در حال حاضر همان چیزی نزدیک به محال است.

 

شعر تلاش عقل فعال و خلاق در برابر نظم سلطه‌گر عقل منفعت‌اندیش و ابزاری‌‌ست. عقل منفعت‌اندیشی که همیشه جهت‌دار و طرفدارانه عمل کرده و به نوعی به نفع گرفته است به نفع عده‌ای که قدرت و ابزار و رسانه را در دست دارند. شعر برهم زننده و‌ رو کننده‌ی دست اهل نفع و قدرت‌ست و جزو آخرین اعمال اسطوره‌ای‌ست که هنوز نفس می‌کشد، اگر پیش از این بیشتر اعمال اسطوره­ای حتی نوشتن – کتاب‌های مقدس- تحت سلطه و اختیار خدا و خدایان بوده‌اند. شعر این هدیه‌ی خلقت به انسان از همان آغاز با انسان بوده و به ‌دادش رسیده به‌خصوص در زمانه‌ی ما، چرا که در دیروزهای جهان معنادار کردن زندگی در اختیار کتاب‌های خدایان بود. خدایانی که در دنیایی دیگر معنایی برای زندگی ساخته بودند حالا معنای خود را از دست داده‌اند و این شعر و شاعران هستند که با "بازی جنون آمیز نوشتن" (بلانشو، سرگشتگی نشانه‌ها،ص۱۵۸)، با در کنار هم قرار دادن جدیت و بازی انسان را از هراس پوچی زیست‌اش نجات می‌دهند اگر زندگی آن امر جدی‌ای باشد که معناهای کتاب مقدسی‌اش را از دست داده تحمل سخت و از پا درآورنده است. شعر و شاعران بازی بودن این امر جدی را در رفتار و کارشان  و در زیبایی‌شناختی کردن آن معنایی دوباره به آن می‌دهند. معنایی انقلابی که زندگی را از زیر سلطه‌ی خدایان آسمان و خدایان قدرت زمینی در می‌آورند. نظم پوچ به‌نفع و امید‌های واهی در برابر شعر رنگ می­بازند و زندگی یک بازی جدی می‌شود بازی که جز بازی بودن هیچ هدف دیگری ندارد  و همان‌طور که در روایت اسطوره‌ای هبوط ما با یک درام الهی، یک نمایشنامه‌ی الهی روبرو می‌شویم که آدم و حوا و سیب ممنوعه‌ای باشد و شیطانی و وسوسه‌ای. زیستن نیز یک بازی می‌شود در ادامه‌ی آن با این تفاوت که دیگر اختیار و عاقبت آن در دست خدایان نیست بلکه در دست خود انسان‌هاست و شاعران تمام تلاش‌های فریبنده و به نفع کسانی را که می‌خواهند معنایی به جز بازی به این نمایش بدهند را رو می‌کنند.

 

زندگی انسان امروز را از هراس و اندوه، تنها شاعران و بعضی از نویسندگان می‌توانند برهانند، زیستن در غفلت بودن‌ست و شعر تنها امری‌ست که به غفلت‌آوری تمام امور جهان آگاهی دارد حتا از غفلت آوری خود نیز با خبر است برای همین هر لحظه جدی بودن خود را هم به بازی می‌گیرد. چه کسی گفته است "ادبیات را بیش ازحد به درون خود را نده" (نقل به مفهوم از-؟) گویی می‌خواسته از این غفلت‌آوری  خبری دهد، چرا که مشغول شدن به ادبیات، ادبیاتی که ابزار مبارزه و مقاومت با سلطه‌ی بی‌خبری‌ست، خود می‌تواند راهی به بی‌خبری گردد. در دنیا تنها کتاب‌های شعر‌ند که هیچ‌گاه دور خود هاله‌ای از مخزن دانش نداشته‌اند، چرا که شعر حتی کتاب شده‌اش تن به لخت شدن نمی­دهد، شعر در معنای کتاب شر کت نمی­کند بلکه این شکل کتاب است که در خدمت شعر در می‌آید، شعر در معنای کتاب شر کت نمی‌کند که قابل انقال و فرو کاستن شود، شعر تنها در همان صورتی که هست در جایی که فکر می­کند جایی دارد رخنه و نفوذ می‌کند وگرنه در چیزی از خود به‌جا نمی‌گذارد. شعر با مقاومت در مقابل فرو کاسته شدن به یک هسته‌ی مفهومی و با تضاد داشتن با آن، با اصل علم قابل انتقال، با نظم خفته در علم قابل تقلیل مبارزه می‌کند، شعر کتاب می‌شود اما بسته بندی فرهنگی نه شعر با به خدمت گرفتن شکل کتاب تبدیل به بمبی می‌شود که با باز شدن‌اش شمارش معکوس انفجارش آغاز می‌شود.

قرآن خود متنی انقلابی‌ست، اما با شاعران چندان میانه‌ای ندارد چرا که می‌داند تمام امور و رفتار‌های انقلابی یک ‌روز تبدیل به رفتار‌های سخت باید و نبایدی می‌شوند به جز شاعران، برای همین شاعران را نه به صراحت طرد افلاطونی که بسیار زیرکانه­تر و ریشه‌ای­تر از افلاطون به چوب طرد می‌راند.

 

وشاعران را مردم جاهل گمراه پیروی‌ می‌کنند

آیا ننگری که آن‌ها خود به هر وادی حیرت سرگشته‌اند. (الشعراء،آیات۲۲۵و۲۲۴)

 

با این‌که قرآن شاعران را حذف می‌کند اما با تمام قوت و توان از ابزارهای آن‌ها استفاده می‌کند و سود می‌جوید، هیچ انسان عاقلی نمی‌تواند هنر بلاغی و زبانی قرآن را انکار کند هنر زبانی‌ای که به سمت موسیقی می‌رود. قرآن در نوشتار خود روش شاعران را بر می‌گزیند آن هم در سرزمینی با شاعرانی زبردست و همین امرست که باعث می‌شود از خود در برابر شبهه‌ی شعر بودن و در مقام یک کتاب آسمانی دفاع کند.

 

وما به او شعر نیاموخته‌ایم و در خور وی نیست، این سخن جز اندرز و قرآنی بیش نیست. (یس، آیه‌ی۶۹)

 

آیه‌ی تبت یدا ابی لهب و تب را نگاه کنید، استعاره‌ی آهنگین خشم این سطر انسان را تا حدی از دانستن زبان عربی بی­نیاز می­کند، موسیقی و آهنگ‌اش محتوا را از راه صورت عبور می‌دهد و ارزش‌گذاری می‌کند و معنا در جایی و روشی اتفاق می‌افتد که خانگی شعر است. قرآن با حذف شاعر و استفاده از هنر زبانی، مخاطب خود را در موقعیت پارادوکسیکالی قرار می‌دهد که از یک‌سو یادآور شاعران‌ست و از یک‌سو انکارکننده‌ی آن‌ها و با ورود به سرزمین ایران و پذیرفته شدن اسلام از طرف ایرانیان خود نیز در موقعیت پارادوکسیکال قرار می‌گیرد. قرآن که کتاب باید و نباید مسلمان‌هاست دستور و میل حذف شاعران را دارد و ایرانیان ملت شعر جهان‌اند و این  گونه است که در ایران قرآن خوانده می‌شود اما شاعران ستایش و رعایت می‌شوند.

 

 

منابع و مآخذ:

 

۱- قرآن کریم

۲- سرگشتگی نشانه‌ها- گزینش و ویرایش مانی حقیقی - نشر مرکز- چاپ سوم ۱۳۸۴

۳- خیابان یک‌طرفه- والتر بنیامین- حمید فرازنده- نشر مرکز-چاپ دوم ۱۳۸۵

۴- نظم گفتار- میشل فوکو- باقر پرهام- نشرآگه- چاپ دوم ۱۳۸۰

 

 



نظر خوانندگان: 0 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است