به چالش کشیدن اقتدار مذکر/ نگاهی کوتاه به مجموعهی « این روزهایم گلوست » سرودهی پگاه احمدی
«به چالش کشیدن اقتدار مذکر»
نگاهی کوتاه به مجموعهی «این روزهایم گلوست» سرودهی پگاه احمدی
نویسنده: علیرضا بهنام
□
در بررسی شعرهای پگاه احمدی نخستین نکتهای که به چشم میآید فرم آزاد و ناهمبستهایست که در شعرهای او از کتاب «روی سل پایانی» (١٣٧٨) تا به امروز نمود یافته است. این فرم آزاد که در نتیجهی به چالش گرفتن اقتدار روایت و ایجاد امکان مساوی برای حضور موقعیتهای مختلف روایی و تصاویر متعدد پدید آمده است ساختار عمودی شعر را به نفع توزیع قدرت بیان و فصاحت کلام در سرتاسر متن به هم میزند. او به این ترتیب یکی از ارکان اساسی ادبیات مدرن را که همانا روایت کانونیست به کنار مینهد. درگیری مضمونی شاعر با مفهوم قدرت متمرکز که از مضامین تکرار شوندهی شعرهای اوست نشان میدهد که این چالش در شعرهای کتاب خودآگاه و درونی شده وارد شده است. تضاد راوی شعر با مفهوم قدرت در کنار به هم ریختن نظم هژمونیک چیزها در محدودهی معنا و شکل کلاژگونهی چینش تصاویر که بدون تبعیت از قانون علی و معلولی و به شکلی شناور در فضای شعر قرار گرفتهاند، در محدودهی فرم، شعر را به سوی روایتی غیر ارگانیک پیش میبرد که در آن هژمونی قدرت مردانه به شکل بارزی غایب است. این شیوه از سرایش را میتوان مصداقی خوب برای چیزی دانست که هلن سیکسو اندیشمند فرانسوی از آن به نوشتار زنانه (Féminine écriture) تعبیر کرده است. این نوع از نوشتار در واقع به نوعی روایت حاشیهای برای ادبیات مسلط مدرنیستی تبدیل میشود که خود با القای روایتی مذکر و یکسویه از جهان، مورد استفادهی قدرتمداران بود تا با یاری آن صداهای «دیگر» را به نام سنت و و به کام قدرتمداران خاموش کنند. در عین حال عناصر بارزی از سنت در این روایت به شکلی سیال و رها از قدرت القا کنندهی فرم متکی بر محور عمودی حضور دارند و به حیات خویش ادامه میدهند.
در آخرین مجموعه شعر پگاه احمدی تا امروز که «این روزهایم گلوست» نام گرفته است و به خصوص در شعر بلند «تحشیه بر دیوار خانگی» که حجم قابل توجهی از این کتاب را به خود اختصاص داده است تقریبا ً تمامی عناصر روایت زنانه حضور دارند با این تفاوت که شاعر به نقش اختلاط موسیقی و لحن در شعرهای این کتاب توجه ویژهای کرده است. در همین حال حضور فرمهای اخذ شده از پیشینهی فرهنگی ادبیات فارسی به «تحشیه» اصالت خاصی بخشیده است که آن را از شعرهای کتابهای قبلی همین شاعر متمایز میکند. در ابتدای این شعر میخوانیم
بر این جماعت بیقبا رحم آوردم و زکات شدم
باران و نان نداشتند
در این ابرها را باز و شاعری کردم١
این سطرها را میتوان بازسازی نثر شاعرانهی تذکرةالاولیای عطار دانست که در ادامهی شعر به شکل موتیفی آزاد در میان عناصر شعری دیگر به حضور خود ادامه میدهد و به این ترتیب سنت را به بازی بدون برتری معاصر فرا میخواند. کنتراستی که این حضور بیتأکید در کنار سطرهایی از این دست ایجاد میکند دیدنیست:
من خاطرهی لال این زبان هستم
دکمههای نظامی این جنگ را که میبستم
روز جهانی کودک پیر شد!٢
منطق حضور این سطرها در کنار هم عاملیست که اقتداری دیگر را به چالش میکشد و آن اقتدار وحدت سبک است که یکی از اصول آهنین ادبیات مردانهی مدرن انگاشته میشد.
در پارهای دیگر از همین شعر است که میخوانیم:
در عود و فال و کندر گم میشوم
از کلیسای سن خوزه تا قبرستان شوشتر
از بیبی لقا تا کافهی شبانهی ونگوگ
از شاه نعمت الله ولی تا شعر ناتمام من همه بر دیوارهی ارگ بنشیند.٣
به این ترتیب در این نوشتار زنانه تمامی عناصری که فرهنگ موجود جهان را شکل دادهاند هر کدام با صدا و سبک خاص خود در کنار هم مینشینند تا جشنوارهای از هوشمندی و رواداری را پیش چشم خواننده نقش بزنند. جشنوارهای که اندیشهی مستقل شاعر را در برخورد با جهان به خوبی باز مینمایاند.
پینوشتها:
<!--[if !supportEndnotes]-->
<!--[endif]-->
١ . احمدی، پگاه – این روزهایم گلوست – نشر ثالث – ١٣٨٣- ص ٧