خبر درگذشت زندهیاد نادرابراهیمی، نویسندهی
بلندآوازهی وطنمان، تأیید دیگری بود بر روندِ تلخ نسلی که به ادبیات امروزین ما
هستی و هویت داد و طی چند سال گذشته گویی خزانی به انداماش افتاده باشد، چهرههای
آن یکی از پس دیگری ما را ترک گفتهاند و میگویند.
این خبر دلآزار به قدر کفایت در نشریات کاغذی و اینترنتی
منعکس شده است. از همین روی، ترجیح دادیم به زبان شعر – این تنها زبان وازنا
– نبودن نادر ابراهیمی را با شعری از امیر حسین تیکنی به اندوهیاد و مرثیه
بنشینیم.
هیئت تحریریهی وازنا
□
یک سمفونی آرام
(به
یاد نادر ابراهیمی)
امیر حسین تیکنی
سلام !
آمدهام خداحافظی کنم!
مرا ببخشید
اگر پارههای تنام را جا میگذارم
خیال بازگشتن ندارم
لب و دهانام
چشم و گوشام
همه به یادگاری ... .
میخواهم تنها بروم
سبک و آسوده
فقط انگشتانام را
در جیبهای پالتوْام میگذارم
تا
سردشان نشود
و میروم تا کنارهی همهی دریاهای دنیا
را
دوره کنم.
١٧خرداد ٨٧