وهم ِ آریایی
١
ژنها
همیشه
میآیند و میروند
از لابهلای تردیدها
درهها و كویرها
ضعیفترها از قافله درمیمانند
و كوچهها و گورها
به نام ژنها ثبت میشود
درماندگان
نان مانده را آب مانده را وهم مانده را
قسمت میكنند
و آن كه سهم بیشتری میبرد
مرزها را
به نام خود ثبت میكند
٢
پدران بربر
ارمغان اسپرمشان را به یادگار گذاشتند
و مادران بومی
كودكان آریایی زاییدند
و چون گذشته
ناگهان
ژن سامی-آلتاییام
در كشاكش ارگاسمی آسیمهسر
در من پرید
بیرون دلقكوار
با اینكه دیشب با زنی
اسلاو خوابیده بودم
به ریشخندم گرفت وهم آریاییام را
من كه مانده بودم
سهمم را با او قسمت كردم
دهم اسفند ١٣٨٦