
آخرین کتاب علیرضا بهنام مجموعهی شعری است به نام «وقتی شبیه عجیب»
که به وسیلهی «نشر ثالث» و به شمارگان ١١٠٠
نسخه به چاپ رسیده است.
علیرضا بهنام شاعر و مترجمیست که پیش
از این در سابقهی ادبیاش میتوانیم ببینیم یا بخوانیم:
عقربهها دور
گردباد / مجموعهی شعر
نیمهی من است که میسوزد/ مجموعهی
شعر
کلاه کافکا / ترجمهی شعرهای ریچارد
براتیگان
بام شکستهی دنیا / ترجمه از چند
شاعر
ماه شایعه میسازد / شعرهای کوتاه
همراه با برگردان آلمانی
کتاب کوچک «وقتی شبیه عجیب» ازسه
کتاب به نامهای:
کتاب اول: «شب اسرافیل کتاب» دوم: «وقتی شبیه عجیب» و کتاب سوم: «شبیه
فراموشی» شکل گرفته است.
نکتهی مورد توجه دربرخورد اول مخاطب
با این مجموعه٬ اهمیت دادن شاعر به زبان شعر و چینش سطرها و وسواسیست که
در تقطیع آنها بهکار برده است و در ادامه و برخورد عمیقترمخاطب شعرها زود میفهمد
که با جهان شاعری روبهرو است که قدری با جهان رایج شعرهای مطرح شده و منتشر شده
پیراموناش متفاوت است و نگاهی که شاعر به شعر دارد صاحب مؤلفههاییست که میتواند
تا حد زیادی شعرهایاش را متمایز کند.
شعر لامبادا از کتاب:
حالا که لامبادا می رقصد این جملههام
هام
بورگ میزند هامبورگ
گل می زند این لامبادا
مبارک بادا!
حالا که بسته باز از
- سکوت –
مبادا - سکوت - لامبادا
و میرقصد این جملههام اینهام
حالا که از -
سکوت –
این - سکوت -
هام می زند این
بورگ
گل میزند این لامبادا
حالا که لامبادا
- سکوت –
جملههام
- سکوت –
هام
- سکوت –
- مبارک بادا!