چقدر تند میرود
این قطار
روی دستهای من
رختهای چرک
باد کرده
حرفهایی که قطار با خودش نبرده
توی دلم... مانده
لم یلد ولم یولد
صدای سوتهایی که شب را شکافته
تا برساند زنی را به
کوهی
حرفهای نزده
نازنینم
میخواهم حرف بزنم
سوت نزن با شما هستم
سوزنبان فقط خطها را عوض میکند
باقی را خودت بنویس
گردنهها روی گردن شما موج انداختهاند
(لطفا ً بگذارید موهایاش را شانه بزند)
نشانی این ایستگاه روی لبهای شماست
خطهای لبتان را عوض نکنید
من شما را عوضی میگیرم
□
www.sayehayebad.blogfa.ir
gandolf1332@yahoo.com